- تاریخ: 1402/1/4 ساعت: 16:45
دلت خوش نکناگه می بینی دست رو چشم نزاشتم تو رو نبینمدیگه تو رو علوانی ادم حساب نمی کنمبدبخت + نوشته شده در جمعه چهارم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 13:19 توسط ماورا  |  Adblock test (Why?)
صفحه دانستنی - تاریخ: 1402/1/4 ساعت: 16:45
عایا می دانستید اولین کسی که به من گفت خلفانی مواد فروش هستش محسنی بودعایا می دانستید اولین کسی که نام اطلاعات شهرداری را بر بازیاری گذاشت خلیفات پور بودعایا می دانستید فاضل علوانی بوصید ادعا می کند که در بهداشت شهر دالکی توسط پزشکان فلج شدهعایا می دانستید فاضل علوانی بوصید یک نفر را فرستاد حیاوی ها...
حدیث - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 0:09
امير المومنين عليه السلام درباره بيمارى كودك فرمودند: بيمارى او كفاره گناهان پدر و مادر است خداى متعال امام على عليه السلام را نشانه اى بين خود و خلقش قرار داده است و جز او نشانه ديگرى نيست . پيرو او مومن ، منكر او كافر و كسى كه در او شك كند، مشرك است امام محمد باقر علیه السلام هيچ يك از از فرزند
شیطان از بلند گفتن بسم الله می ترسد - تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 0:09
امام زین العابدین(ع) به ابوحمزه ثمالی فرمود: وقتی که صف جماعت بسته می شود. ابلیس می اید و از شیطان که موکل بر امام جماعت است می پرسد: ایا امام جماعت "بسم الله" را بلند گفت یا اهسته؟ اگر بگوید بلند گفت می گریزد و اگر بگوید آهسته گفت:شیطان می آید و بر دوش آن پیش نماز سوار می شود تا از نماز فارغ شود + ...
راهی به سوی بهشت - تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 5:45
شخصى محضر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مشرف شد. حضرت به او فرمود: آيا مى خواهى تو را به كارى راهنمايى كنم كه به وسيله آن داخل بهشت شوى ؟مرد پاسخ داد: مى خواهم يا رسول الله حضرت فرمود: از آن چه خداوند به تو داده است انفاق كن و به ديگران بده مرد: اگر خود نيازمندتر از ديگران باشم ، چه كنم ؟فرمود: م...
دعا - تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 5:45
فردی چند گردو به بهلول داد و گفت: بشکن و بخور و برای من دعا کن بهلول گردوها را شکست ولی دعا نکرد آن مرد گفت : گردوها را می خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است
مرد لطیفه گو - تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 5:45
مرد لطيفه گويى از دوستان امام حسن عليه السلام بود. مدتى نزد آن حضرت نيامده بود. روزى خدمت امام عليه السلام رسيد. حضرت پرسيد :حالت چطور است ؟گفت :يابن رسول الله حال من برخلاف آن چيزى است كه خودم و خدا و شيطان آن را دوست مى داريم .امام عليه السلام خنديد و فرمود:چطور؟ توضيح بده گفت :خداوند مى خواهد از ...
دعای موثر برای رفع مشکلات - تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 5:44
می تونین امتحان کنین سُبحانَ الله يا فارِجَ الهَمّ وَ يا کاشِفَ الغَمّ فَرِّج هَـمّی وَ يَسّر اَمری وَ ارحِم ضَعفی وَ قِلَـّةَ حيلَتی وَ ارزُقنی حَيثَ لا اَحتَسِب يا رَبَّ العالَمين حضرت محمد(ص) فرمودند: هر کسی این دعا را بین مردم پخش کند گرفتاریش حل می شود.
آموزش زبان چینی - تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 5:44
یه ذره آموزش چینی سلام قصد دارم زبان چینی را بهتون یاد بدم درس اول : رنگ که در زبان چینی یَن سِآ گفته می شود قرمز :خُن سِآ آبی : لَن سِآ سبز:لی سِآ سفید:بَی سِآ زرد: خُواَنگ سِآ سیاه: خِی سِآ صورتی :فِن سِآ
پیام سلامتی - تاریخ: 1395/9/13 ساعت: 5:44
آیا می دانستید بی خوابی شبانه باعث کوچکی مغز می شود
پازل - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 11:45
پازل بابا داشت روزنامه می خوند بچه گفت بابا بیا بازی بابا که حوصله بازی نداشت یه تیکه از روزنامه رو که نقشه دنیا بود رو تیکه تیکه کرد وگفت فرض کن این پازله درستش کن چند دقیقه بعد بچه درستش کرد بابا، باتعجب پرسید توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی بچه گفت ادمای پشت روزنامه رو درست کردم دنیا ...
دزد باور ها - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 11:45
دزد باورها روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند او را گفتند چرا این همه مال را از دست دادی گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن...
گذشته ات را فراموش نکن - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 11:45
گذشته ات را فراموش نکن بعد از خوردن غذا بیل گیتس ۵ دلار به عنوان انعام به پیش خدمت داد پیش خدمت ناراحت شد بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد چه اتفاقی افتاده پیشخدمت من متعجب شدم بخاطر اینکه در میز کناری دختر شما ۵۰ دلار به من انعام داد در درحالی که شما که پدر او هستید و پولدار ترین انسان ...
شیشه - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 11:45
شیشه جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید چه می بینی گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟ گفت: خودم را می بینم عارف گفت...
دوست باتلاقی - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 11:45
دوست باتلاقی جنگ جهانی اول مچون یک بیماری وحشتناک، تمام دنیا رو فرا گرفته بود. در میدان نبرد، یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است، از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند. مافوق به سرباز گ...
شکنجه خاموش - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 11:45
شکنجه خاموش بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می داد. حدود هزار نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندان ب...
عروس و مادر شوهر - تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 11:45
عروس و مادر شوهر دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند. عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا ســــمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد داروساز گفت اگر ســــم خطرناکی به او بدهد و...
علت مستجاب نشدن دعا - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:52
علت مستجاب نشدن دعا يك : اين كه خدا را شناختيد، ولى حقش را آن طور كه بر شما واجب بود بجا نياورديد، از اين رو آن شناخت به درد شما نخورد. دو: به پيغمبر خدا ايمان آوريد ولى با دستورات او مخالفت كرديد و شريعت او را از بين برديد ! پس نتيجه ايمان شما چه شد؟ سه : قرآن را خوانديد ولى به آن عمل نكرديد و گفتي...
تلاش گنجشک - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:52
تلاش گنجشک گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمی گشت . پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد ! گفت : شاید نتوانم آتش ...
.زهر و عسل - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 12:52
زهر و عسل مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت . یک روز می خواست دنبال کاری برود ، به شاگردش گفت: این کوزه پراز زهر است مواظب باش آن را دست نزنی شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و استادش رفت شاگرد هم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان گرفت...

برچسب‌های مرتبط

راهی به سوی بهشت | راهی به سوی بهشت یوسا | کتاب راهی به سوی بهشت | دعاء كميل | دعاء الاستخارة | دعاء السفر | دعای موثر برای ازدواج | دعای موثر برای فروش خانه | دعای موثر برای حاجت | آموزش زبان چینی